Home Friends Archive Other

18 janvier 2011
بزرگ ترین خوبی(خوشبختی؟) ِاین روزهای شیراز بودن اینه که سر ظهر که بارونی نم نم میاد و توی خونه حوصله ات سر رفته؛ احتمال بسیار زیادی هست برات یه اس ام اس بیاد که "آماده باش میام دنبالت بریم یه قهوه ای بخوریم و یه سیگاری بکشیم."
اتفاقی که در تهران تا حالا واسه من نیفتاده و در انزلی نخواهد افتاد.

    14:07

من شیفته ی فارسی حرف زدن عرب های خوزستانم.
امروز یه خانومی تو تاکسی داشت با دخترش حرف می زد. می خواستم قورتش بدم. وقتی هی وسط حرف زدن می گن "اِ؟" یا "وِی" یا "اُو" یا ته کلمه ها رو می کشن یا تاکیدهاشون وسط کلمه ها و اون ح جیمی های غلیظ شون.
عاشقشونم.

    13:44