اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات



Home Friends Archive Other

16 avril 2008
ما نیز هم


خانوم آپاچی کلی وقت پیشا در مورد خواب‌گاه دانش‌جویی نوشته بود و این‌که یک‌روز با هم‌اتاقی‌هاشون که همه باهم مشکل داشتن می‌شینن دور هم و قرار می‌شه که هرکی بگه چی‌ه اون یک رو دوست نداره و چی‌ه یکی دیگه رو اعصابشه و چی‌ه نفربعدی اذیتش می‌کنه و... اولش خب سخت بوده، اما نفر اول که شروع می‌کنه بعد همه به حرف می‌افتن و اینا و همین می‌شه که مشکلاتشون با هم حل می‌شه و بعد از چندسال دوستای صمیمی‌ه هم هستن و در جنگلی به خوبی و خوشی زندگی کردند*.

فکر می‌کنم ماها خیلی خیلی بیشتر از نامه اسکاتلندی نوشتن به نامه‌ی سرخ‌پوستی نوشتن احتیاج داریم. که واسه کسی که باهاش مشکل داریم یا فلان کار و خصوصیت و اخلاقش اذیت یا ناراحتمون می‌کنه بنویسیم. همه‌ی همه‌شو. کلی از سوءتفاهم‌هامون حل می‌شه و احتمالن خیلی از دشمنی‌ها به دوستی هم که تبدیل نشه، دشمنی نمی‌مونه. و تازه خود آدم می فهمه که توی ذهنش از چه کاهی کوه ساخته و حالا که داره می‌گه یا می‌نویسه چه چیزهای احمقانه‌ای رو تو ذهنش نگه‌داشته.

به سرهرمس؛ مسئول راه انداختن بازی‌های وبلاگی، پیش‌نهاد راه انداختن یک بازی‌ه سرخ‌پوستی می‌دهم.


*این پست رو از رو حافظه نقل کردم. تفاوت معنایی نداره ولی گمونم.

    04:34